زندگی هنگامه ی فریادهاست وسرگذشت درگذشت یادهاست

سلام محتوای این وبلاگ قصه عشقولانه من ( متولد 19/7/69 ) و حمید جونمه (متولد 1/1/63 )!

مشکلات...

سلام.... 

بدک نیستم ازبس بامشکلات دست وپنجه نرم میکنم. درعوضش جنگجوی خوبی شدم. تا این روزگار لعنتی رو دست کم میگیرم ازیه جایی طوری زهرشومیریزه، که ناامیدی میادسراغم، ولی خب یه شروع تازه درمون همه چیه... 

راسته که پول درمون همه دردهاست؟؟؟....

پشیمونی بدترین درد که قابل جبران نیس وپول هم این سلاح قدرتمند نمیتونه چارش باشه... 

هیچوقت یادم نمیره جلوی همه رومبل نشسته بودم ودرمقابل اعتراض شون با اعتمادبه نفس کامل دادمیزدم که آره زندگی خودمه، اگه قراربدبخت بشم بذاربشم. روزا گذشت ومن به حرف بقیه رسیدم وبدترازهمه بدبختیام روهم که خودم انتخابش کرده بودم رو هم. تجربه کردم. زندگی گاهی بدبازی رو با آدم میکنه...

خوشبختی گاهی درخونه مارو اشتباهی هم شده بزن، محض دلخوشی.  

[ ۱۳٩۳/٦/۱ ] [ ٧:۱٦ ‎ب.ظ ] [ fahimeh ] [ نظرات () ]